
جامِ زیبایم به کُنج مسلَخ و میخانه است
یا زِهجر جام میخواری کنون دیوانه است
گوشه میخانه و جامی پر از شهد و شراب
کی توانم گفت ،جامم جامِ یک فرزانه است
ساقیا جامم بدستم ده که محتاجم کنون
گوشه میخانه و جام تُهی افسانه است
خانه دل را خرابش کرده اَم دلبر کجاست
وای بر احوال دل پیرو ، تنهاگوشهِ میخانه است

برچسب:
نویسنده: پندار عابدی